محمد بن حسين البيهقي
657
تاريخ بيهقى ( فارسي )
و حشم از قلعت فرودآمده بجدتر 1 پيش گيرد ، چنان كه دل بيكبارگى از كار وى فارغ گردد ، و سوى وزير احمد عبد الصّمد تا چون از شغل ختلان 2 و تخارستان 3 فارغ گردد منتظر باشد فرمان را تا بدرگاه آيد آنجا كه رايت عالى باشد . و پس از آنكه فراغت افتاد ازين مهمّات امير ، رضى اللّه عنه ، از غزنين برفت روز شنبه سه روز مانده از شوّال ، و هفتم ذوالقعده به تكيناباد 4 رسيد و آنجا هفت روز ببود ؛ و يكبار شراب خورد ، كه دل مشغول مىبود به چند روى 5 . پس از آنجا به بست آمد روز پنجشنبه هفدهم اين ماه و به كوشك دشت لگان 6 نزول كرد و آنجا زيادتها كرده بودند از باغها و بناها و سرايچهها 7 . و نامههاى مهمّ رسيد از خراسان بحديث تركمانان و آمدن ايشان بحدود مرو سرخس و بادغيس 8 و باورد 9 و فسادهاى بافراط 10 كه مىرود و عجز گماشتگان و شحنه از مقاومت و منع ايشان . و سورى نبشته بود كه اگر و العياذ باللّه 11 ، خداوند به زودى قصد خراسان نكند ، بيم است كه از دست بشود كه ايشان را مدد است پوشيده از على تگين ، و هارون نيز از خوارزم اغواى تمام 12 مىكند ، و مىگويند كه در نهان با على تگين بنهاده است كه وى از خوارزم سوى مرو آيد تا على تگين بترمذ 13 و بلخ كشد و ديدار كنند . امير به رسيدن اين اخبار سخت بىقرار شد . و روز چهارشنبه سلخ 14 اين ماه از بست برفت ، و در راه مبشّران رسيدند و نامهء تلك آوردند بهكشته شدن احمد ينالتگين عاصى مغرور و گرفتار شدن پسرش و به طاعت آمدن تركمانان كه با وى مىبودند . امير بدين خبر سخت شاد شد كه شغل دلى 15 از پس پشت برخاست 16 ، و فرمود تا دهل و بوق زدند و مبشّران را خلعت وصلت دادند و در لشكرگاه بگردانيدند و بسيار مال يافتند . و نامههاى تلك و قاضى شيراز و منهيان بر آن جمله بودند 17 كه « تلك بلهور رسيد و چند تن را از مسلمانان كه با احمد يار شده بودند ، بگرفتند ، مثال داد تا دست راست ببريدند و مردم كه با وى 18 جمع شده بودند ازين سياست و حشمت كه ظاهر شد بترسيدند و امان مىخواستند و از وى جدا مىشدند ، و كار اعمال 19 و اموال مستقيم گشت . و تلك ساخته و مستظهر 20 با مردم